عبد الحسين بينش

219

آشنايى با تاريخ تمدن اسلامى ( فارسي )

فصل دوم ظرفيتهاى مادى جهان اسلام تمدن اسلامى در اوج گسترش و پيشرفت خود از امكانات و ظرفيتهاى مادى چندى برخوردار بود كه اقتدار و برترى آن را تضمين مىكرد . امروزه نيز با وجود همهء تغيير و تحولات جهانى ، نه تنها از اين امكانات و ظرفيتها چيزى كاسته نشده ، بلكه افزايش نيز يافته است . اگر در گذشته ظرفيتهايى همچون گسترهء جغرافيايى و راههاى تجارى در جنبه‌هاى مادى تمدن اسلامى نقش آفرين بود ، امروزه چندين عامل ديگر مثل معادن بزرگ زيرزمينى ، جمعيت جوان و فعال و . . . بر آنها افزوده گرديده است . البته نبايد از ياد برد كه به تناسب افزايش ظرفيتها بر ميزان مشكلات ملل اسلامى نيز افزوده شده است ؛ مثل مرزبنديهاى سياسى كه با دارا بودن منشأ استعمارى ، ديگر مشكلات را نيز تشديد كرده است . در فصل حاضر برآنيم تا ضمن برشمردن ظرفيتهاى موجود جهان اسلام و با در نظر گرفتن مشكلات حاصل از آنها بر اين نكته تأكيد بورزيم كه با وجود همهء اهميتى كه ظرفيتهاى مادى دارا هستند ، در حقيقت تمدن اسلامى وراى مرزهاى سياسى و بيرون از ظرفيتهاى مادى شكل مىگيرد . جايگاه تمدن اسلامى انديشه‌هاى مسلمانان است و آنگاه كه چنين اراده‌اى در انديشه‌ها شكل بگيرد و ملل اسلامى درصدد احياى تمدن خود برآيند ، افكار و دلها نيز به يكديگر نزديك خواهد گرديد و بسيارى از مشكلات نيز مرتفع خواهد شد . به تعبيرى شايد يكى از بهترين راههاى برون رفت از مشكلات حاضر ، طرح ايجاد تمدن بزرگ اسلامى باشد . طرحى كه درست در مقابل طرحهاى استعمارى دولتهاى بزرگ جهان به ويژه نقشه‌هاى مزورانهء ايالات متحدهء آمريكا براى جهان و ملتهاى اسلامى قرار مىگيرد .